خرید بک لینک
گــفت: «خیر از جوونیت ببینی پسرم. نمیدونستم دیگه چیکار کنم. خدا برای مادرت حفظت کنه. دوماد شی ایشالا». گفتم: «شما جای مادر منی خانوم. کاری نکردم. انجام وظیفه کردم». چرت گفته بودم که «جای مادر منی»؛ جای مادرم نبود. من باید روزی مرده میبودم که مادرم به چنین خفتی، با چنین سختیای خرج معاشش را درآورد. مزخرف گرفته بودم که «که کاری نکردم». کار بزرگی کرده بودم. اگر نه از نظر خودم، از نظر او. برای او در هیئت منجیای ظاهر شده بودم که نیمهشب از آسمان رسیده و گره از کارِ فروبستهی او گشاده است. اما این جمله را درست گفته بودم: «انجام وظیفه کردم». این کمترین وظیفهی من بود. باید انجامش میدادم. باید وق

برچسب: کشتگی,شکستگانِ,پرایدِ,سبزِ,زهوار,دررفته, نویسنده: آرشان حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:15

در گورستان مارالان تبریز، روی قبر طاهره کوزهگرانی -معشوقه غلامحسین ساعدی- نوشتهاند: «آرامجای کسی که میان استخوانهای گوهرمراد آواز میخواند.» این سطر که روی قبر طاهره نوشتهاند مالیخولیای شاعرانگی بازماندگانش نیست. ریشهی دیگری دارد: در یکی از نامههای ساعدی به طاهره، نویسندهی رنجور خطاب به معشوقش چنین مینویسد: «تو در میان استخوانهای من آواز میخوانی». اگر روزی گذارتان به گورستان مارالان افتاد، در سکوتِ خمودهی گورهای کهنه و از یاد رفته، گوشهایتان را تیز کنید. شاید صدای طاهره را شنیدید که به آوازی مغموم، غلامحسین را صدا میزند.

برچسب: آوازهای,سرزمین,مادری, نویسنده: آرشان حیدریان تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 16:15

صفحه بندی